گونه‌ای دیگر از نیاکان پیشاتاریخی انسان کشف شد (بعد از نئاندرتال‌ها و دنیسوواها، یک گونه‌ی جدید)

بعد از نئاندرتال‌ها و دنیسوواها، یک گونه‌ی جدید کشف‌شده است.

این گونه‌ی جدید همچون شبح، بر یک‌سوم گذشته ژنتیکی ما تأثیر گذاشته.


 

 

این خبر قدیمی را همه به یاد داریم که... دانشمندان در غار دنیسووا در سیبری باقی‌مانده کالبد دختر نوجوانی را کشف کرده‌اند که بررسی دی‌ان‌ای او نشان ‌داد، پدر و مادر او از دو گونه مختلف انسان بوده‌اند. پژوهش‌ها نشان داد، این دختر نوجوان مادری نئاندرتال و پدری دنیسووا داشته است. این دختربچه که هنگام مرگ حدود سیزده سال سن داشته، بیش‌ از ۵۰۰۰۰ سال پیش در غار دنیسوای سیبری فوت کرده بود.  
حقیقت این است که وقتی باقی‌مانده کالبد او کشف شد، هیچ‌کس نمی‌دانست او دقیقاً کدام گونه از انسان است؛ دانشمندان تنها می‌دانستند، او با بقیه فرق دارد و به‌احتمال بسیار زیاد او تنها نمونه از گونه دورگه خود در آن منطقه است.

 حال خبر مهم...

حال پژوهشگران شواهدی کشف کرده‌اند که او تنها نبوده است. در سال 2019 پژوهشی انجام شد که به تحلیل آشفتگی‌های درهم‌پیچیدهِ پیشازتاریخِ انسان می‌پرداخت؛ در این پژوهش، دانشمندان از هوش مصنوعی برای شناسایی گونه‌های نیاکانِ ناشناخته انسان مدرن استفاده کردند. گونه‌ای ناشناخته که انسان‌های نخستین آفریقایی، هزاران سال پیش به هنگام خروج از آفریقا با آن‌ها مواجه شده و همزیستی داشته‌اند.
ژائوم بِرترانپِتیت[a1] ، پژوهشگر «زیست‌شناسی دگرگشت» از دانشگاه «پُمپئو فابرا[a2] » در اسپانیا می‌گوید: «حدود 80000 سال پیش، مهاجرت بزرگ آفریقا رُخ داد؛ زمانی که بخش بزرگی از جمعیت انسان‌هایی که به آن‌ها «انسان‌های مدرن، امروزی یا انسان هوشمند می‌گوییم» قاره آفریقا را ترک و به سایر قاره‌ها مهاجرت کردند و پایه‌های جمعیت کنونی جهان را به ‌وجود آوردند. همانطور که انسانهای مدرن این مسیر را به سمت خشکی‌های اوراسیا طی می‌کردند، آنها دستاوردهای دیگری نیز از خود باقی گذاشتند؛ ازجمله تولیدمثل با انسان‌های باستانی، پیشاتاریخی و منقرض‌شده از گونه‌های دیگر.»
تا همین اواخر، تصور می‌شد که شرکای جنسی انسان‌های هوشمند، تنها شامل نئاندرتال‌ها و دنیسوواها می‌شوند، ولی حالا با کمک هوش مصنوعی این تصور اشتباه از آب درآمد. در این مطالعه، به لطف الگوریتم‌های یادگیری عمیق که توده‌های پیچیده‌ای از کدِ ژنتیکی انسانِ باستانی و مدرن را غربال می‌کرده، DNA یک نفر سوم که از مدت‌ها قبل در اوراسیا حضورداشته نیز پیدا شد.  
پژوهشگران با استفاده از یک تکنیک آماری به ‌نام استنتاج بیزی[a3] ، شواهدی یافته‌اند که آن را «نفوذ سوم» نام گذاشته‌اند؛ یک جمعیت باستانی «شبح ‌مانند» که انسان‌های امروزی در جریان مهاجرت آفریقا با آن‌ها آمیختهاند.
این پژوهشگران در مقاله خود نوشته‌اند: «این جمعیت یا به زیرشاخه نئاندرتالدنیسووا مربوط می‌شود یا خیلی زودتر از دودمان دنیسووا جداشده است.» می‌توان برداشت کرد که این جمعیت تازه کشف‌شده، سومین جمعیت در تاریخِ جنسی انسان‌ها است و آن‌ها احتمالاً ترکیبی از نئاندرتال‌ها و دنیسوواها بوده باشند.
یکی از اعضای تیم آقای مایوخ موندال[a4] ، ژنوم‌شناس از دانشگاه تارتو در استونی، در بیانیه مطبوعاتی این کشف گفت: « نظریه ما با نمونه ترکیبی که اخیراً در غار دنیسووا کشف شد، مطابقت دارد. اگرچه هنوز نمی‌توانیم احتمالات دیگر را نیز رد کنیم.»
اگرچه هنوز کارهای بیشتری برای انجام دادن وجود دارد و این دو پروژه پژوهشی مستقیماً به ‌هم مرتبط نیستند، ولی از یکطرف، با توجه به نتایجی که یادگیری عمیق در هوش مصنوعی به‌دست آورده است، این نتایج هوش مصنوعی و فرضیه جمعیت سوم، نظریه فسیل هیبریدی دختر نوجوان غار دنیسووا را تأیید می‌کند. به این معنی که نه‌تنها یک دختربچه کم سن از پیوند مادری نئاندرتال و پدری دنیسووا به‌دنیا آمده است، بلکه جمعیتی از پیوند این دو گونه انسانی وجود داشته است.
همچنین در سال 2018 تیم دیگری از پژوهشگران دیرینه‌شناس، شواهدی شناسایی کردند که آن را «سومین رویداد قطعی آمیزش نژادی» در کنار دنیسوواها و نئاندرتال‌ها می‌نامند. در این ‌رابطه در اوایل سال 2019 دو مقاله دیگر نیز منتشر شد که «جدول زمانی، چگونگی برخورد زیستی‌-جغرافیایی و تولیدمثل مشترک» آن گونه‌های منقرض‌شده را با جزئیاتی واضح‌تر از همیشه ردیابی می‌کرد.
البته هنوز تحقیقات بیشتری در این رابطه باید انجام شود. استفاده از این نوع تجزیهوتحلیل هوش مصنوعی، یک تکنیک کاملاً جدید در رشته انسان‌شناسی-دیرینه‌شناسی است و شواهد فسیلی شناخته‌شده‌ای که ما با آن‌ها سروکار داریم به طرز شگفت‌انگیزی ناچیز است.
با این‌ حال طبق تحقیقات انجام‌شده، چیزی که تیم پژوهشی پیدا کرده، نه‌تنها یک فرآیند درونی که مدت‌هاست فراموش‌شده را توضیح می‌دهد، بلکه توضیح می‌دهد ما چگونه به انسان امروزی تبدیل‌شده‌ایم.
ژائوم بِرترانپِتیت[a5]  می‌گوید: «ما در تلاشیم تا جاهایی که در ژنوم واگرایی زیاد دارند را پیدا کنیم و بفهمیم که کدام نئاندرتال و کدام دنیسووا است؛ و سپس ببینیم که آیا اینها کل تصویر را توضیح می‌دهند یا خیر. همان‌طور که اتفاق می‌افتد، اگر بخش‌های نئاندرتال و دنیسووا را کم کنید، هنوز چیزی در ژنوم وجود دارد که بسیار واگرا است و این بخش بسیار زیاد است. ما می‌توانیم از این بخش اسرارآمیز نتیجه بگیریم که گونه‌ای دیگر نیز به‌غیراز نئاندرتال و دنیسووا وجود داشته است، گونه‌ای که هنوز از آن چیزی نمی‌دانیم و مثل شبح می‌ماند.»
یافتههای این مقاله در Nature Communications منتشر شده‌.
نسخه
ای از این مقاله در ابتدای فوریه 2019 منتشر شده است.

 [a1]Jaume Bertranpetit

 [a2]Pompeu Fabra

 [a3]Bayesian

 [a4]Mayukh Mondal

 [a5]Jaume Bertranpetit

 

 

Comments